چکیده اعجاز :
اعجاز: نور خورشيد نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است
-------------------------------------------------------------
آیه:
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (يونس: ۵)؛
ترجمه:
اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد، و براى آن منزلهايى معين كرد تا شماره سالها و حساب را بدانيد. خدا اينها را جز به حقّ نيافريده است؛ نشانهها [ى خود] را براى گروهى كه مى دانند به روشنى بيان مىكند. (يونس: ۵)
توضیح کلمات اصلی:
جَعَلَ: نهاد ، قرار داد: ( قاموس العصری، ص116) ؛
ضِيَاء: تابش، روشنایی: ( الرائد ، جبران مسعود، ص 1109) ؛
نُورًا : تابانده، نشانه: (الرائد ، جبران مسعود، ص 1789) ؛
يُفَصِّلُ: به روشنی و تفصیل بیان می کند؛
بیان اعجاز:
" هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا " بخشی از آیه ۵ سوره يونس را می توان این گونه معنا نمود: « اوست که [نور] خورشيد را نور اصلی و [نور] ماه را نور بازتابی قرار داد» چرا که در لغت عرب منظور از «ضياء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و « نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضياء است. و اينکه آيه می گويد: خـورشـيـد «ضياء» است و ماه «نور»، به اين معنی است که تابش خورشيد از خود آن است ولی تابـش ماه از خـودش نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است.
سخن علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار نیز این مطلب را تأیید می نماید؛ ایشان به نقل از سید مرتضی(ره) چنین تعریفی از" ضیاء و نور " ارائه می دهد:
« نورانیت شیئ گاه (اگر از خود آن شیئ باشد) "ضوء" نامیده می شود؛ و اگر از غیر خودش گرفته شده باشد "نور" نامیده میشود و این سخن خداوند [نیز بر این معنا] جریان دارد: " جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا " »[1]. قریشی نیز در قاموس قرآن به نقل از اقرب الموارد چنین گوید:
«... بقولى ضياء آنست كه بالذات باشد مثل نور خورشيد. و نار و نور آنست كه بالعرض و اكتسابى باشد در مجمع فرمايد: ضياء در كشف تاريكيها از نور ابلغ است؛ زمخشرى نيز مثل مجمع گفته. بيضاوى قول اقرب الموارد را نقل مي كند.
شايد از اين سخن استظهار شود:
علت بكار رفتن ضياء در شمس و نور در قمر اكتسابى بودن نور قمر از خورشيد است در آيه «وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً» نوح: 16. «وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً» فرقان: 61. ملاحظه ميشود باز بقمر نور اطلاق شده و بخورشيد سراج با ملاحظه كلمه «شمس» در قرآن، خواهيم ديد كه به آن نور اطلاق نشده است. »[2].
این مطلب از بدیهیات علوم فیزیک و کیهان شناسی است که قرآن کریم در این آیه شریفه بیان فرموده و روشن است که در زمان نزول وحی، علم آن روز به آن دسترسی نداشته ولذا از مصادیق اعجاز علمی قرآن کریم محسوب می گردد.
روایات مربوطه:
شیخ کلینی در روضه كافى، ص: 430 از امام باقر(علیه السلام) چنین روایت کرده:
"... خداوند محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به خورشيد مثل زده و وصى او را به ماه مثل زده آن جا كه مىفرمايد: ... جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً: يونس:5 و [آیه] وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ: یس:37 ، و اين گفتار پروردگار كه: ... ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ: بقره:17، يعنى جان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بستاند و تاريكى پديد می آید و ديگر برترى خاندانش را نمىبينند[3].
توضیح اینکه این حدیث شریف و احادیث مانند آن جنبه تأویلی و معارفی آیه را بیان نموده و با اعجاز مطرح شده که در مورد ظاهر آیه است منافاتی ندارد ومثل آن در قرآن کریم بسیار است.
جمع بندی مطالب ادعا شده:
آیه ۵ سوره يونس بیان می دارد که خداوند، خورشيد را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داده است. معانی که لغویون درباره دو کلمه " ضیاء و نور" بیان نموده اند نیز این مسأله را تأیید می نماید؛ مطلبی که علم امروز برای ما روشن کرده و کسی در عصر پیامبر اکرم ( ص )از آن آگاهی نداشته است؛ لذا تفکر دراین آیه، ما را به اعجاز علمی قرآن رهنمون می سازد.
البته روایاتی نیز در کتب معتبر نقل گردیده که باطن و تأویل خورشید و ماه در آیه را پیامبر و علی(علیهما السلام) معرفی نموده که بُعد معارفی دارد و با ظاهر آیه مغایرتی نخواهد داشت.
...........................................................
Resources:
: www.quranology.com/farsi/khorshid-mah.htmنقل شده از آقای دکتر فرهودی
[1]: « …و قد تسمى تلك الكيفية إن كانت من ذات الشيء ضوءا و إن كانت مستفادة من غيره نورا و عليه جرى قوله تعالى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُورا. »: (بحارالانوار 186/55)؛
[2]: قاموس، ج4، ص: 203
[3]: ترجمه روضه كافى، ص: 431؛
- این مطالب تنها تبیین نظریات پیرامون مسأله بوده است و لزوما نظر پژوهشکده نیست.
تحقیق و تنظیم کننده: سید علیرضا آیت اللهی
:مطالب ارسالی از قبل
هو الذی جعل الشمس ضياء و القمر نورا (يونس ۵) «اوست که خورشيد را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».«ضياء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضياء است. و اينکه آيه می گويد: خـورشـيـد «ضياء» است و ماه «نور»، به اين معنی است که تابش خورشيد از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است.