چکیده اعجاز :
قبل از اينكه آيات قراني كه در رابطه با نحوه پيدايش عالم هستي بيان گردد بايد خاطر نشان نمود كه آنچه حضورتان عرضه مي گردد مربوط به خلقت هستي نمي باشد چرا كه خلق با صنع متفاوت مي باشد وخلق از عدم به وجود آوردن مي باشد كه در اين خصوص خداوند تبارك تعالي مي فرمايد: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ (54)( پروردگار شما اللَّه است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد. پس به عرش پرداخت. شب را در روز مىپوشاند و روز شتابان آن را مىطلبد. و آفتاب و ماه و ستارگان مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه او راست آفرينش و فرمانروايى. خدا آن پروردگار جهانيان به غايت بزرگ است.) (54)لذا فرآيند فتق كه پس از رتق اتفاق مي افتد پس از خلقت اوليه عالم هستي مي باشد .
در اين نوشتار سعي بر آنست كه از تفسير الميزان مرحوم علامه طباطبايي استفاده شود زيرا تفاسير زياد مي باشند ونظر اكثر آنها يكي ميباشد.درادامه سه فرآيند به ترتيب،فتق،انبساط وطي با استفاده از نص قرآن بيان مي گردد.
فرآيند فتق
" أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ".
مراد از" رؤيت" علم فكرى است و اگر آن را رؤيت ناميد به خاطر اين است كه علم فكرى در هر امرى آن را مانند رؤيت محسوس مىسازد.
دو كلمه" رتق" و" فتق" به دو معناى مقابل همند، راغب در مفردات گفته: كلمه" رتق" به معناى ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است، چه اينكه در اصل خلقت به هم چسبيده باشند و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، هم چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
" كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما"، زمين و آسمان به هم چسبيده بودند، از يكديگر جداشان كرديم، و" فتق" به معناى جدا سازى دو چيز متصل به هم است، و اين ضد رتق است «1»، و ضمير تثنيه در جمله" كانتا"، و" ففتقناهما"، به سماوات و ارض بر مىگردد، در حقيقت آسمانها را طايفهاى، و زمين را طايفهاى (ديگر) دانسته، و آن دو را دو طايفه خوانده، و اگر خبر" كان" يعنى" رتقا" را مفرد آورد، بدين جهت بود كه مصدر است، و مصدر تثنيه و مفردش يكى است، هر چند كه به معناى مفعول باشد، و معنايش اين است كه: اين دو طايفه متصل به هم بودند ما جدايشان كرديم..... ادامه دارد